ترجمهٴ لاتيني قديم1 از متن يوناني گرفته شده و مربوط به اواسط سدهٴ دوم است. اين ترجمه احتمالاً در كارتاژ صورت گرفت.
مقارن اواخر همين قرن ترجمهٴ هفتاد نفري دست كم به دو لهجهٴ قبطي نيز ترجمه شد (بُحيري2، و صعيدي3)، ترجمه به لهجههاي ديگر مصري بعدها ظاهر شد.
قديمترين ترجمهٴ سرياني از عبري احتمالاً در اواسط سدهٴ دوم يا پيش از آن در ادسا صورت گرفت. اين ترجمه پشيطا (مپّقتا پشيطتا4، يعني ترجمهٴ ساده يا هموار) خوانده شد. اين ترجمه به وسيلهٴ مسيحيان با همكاري يهوديان صورت گرفت. واضح است كه پشيطتا با مراجعه به ترجمهٴ هفتاد نفري مورد تجديدنظر قرار گرفت، چون متن سرياني، آثار زيادي از نفوذ يوناني را نشان ميدهد.
ترجمهٴ سرياني ترجمههاي ديگري در پي داشت (مخصوصاً ترجمهٴ فيلوكزنوس در 505 يا 5508 و هگزاپلاي سرياني در 615 يا 617)، ولي در اينجا مجال بحث از آنها نيست. اين ترجمههاي قديمي است كه طبعاً ما بدانها علاقهمنديم، مانند اين ترجمههاي قديمي كه اغلب نشانهٴ آغاز زبانهاي تازه و تمدني تازه است. به علاوه، پشيطّا به هيچ روي جاي خود را به ترجمههاي تازه نداد. اين ترجمهها به وسيلهٴ يعقوبيان (مونوفيزيان6) صورت گرفت، در حالي كه نسطوريان بيشتر به پشيطّاي قديم مؤمن ماندند.
ترجمههاي سرياني عهد جديد7
قديمترين ترجمهٴ سرياني عهد جديد به صورت دياتسارون8 عرضه شده است. اين اثر در حوالي نيمهٴ سدهٴ دوم، احتمالاً در روم، به وسيلهٴ تاتيان (نك) به زبان يوناني نوشته شده و شباهتهاي زيادي را با وتوس ايتالا نشان ميدهد. اثر مزبور در حدود 170 به سرياني ترجمه شد، يعني پيش از مرگ تاتيان. ممكن است خود تاتيان مترجم اين اثر باشد.9 متن اصلي دياتسارون مفقود شده